سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

69

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

عاقبت الامر اغلب ايشان ترجيح دادند كه در ولايت گجرات بمانند و به خدمت حكام آنجا پيوندند . چون كشتىها خالى ماند اسباب و اسلحه و يراق‌ها را در قلعه سرت به خداوند خان تحويل داديم و او تعهد كرد كه بهاى آنها را به انبار دولت عليه ارسال دارد . براى آنها از خداوند خان و عادل خان هر دو قبض گرفته شد . از بندگان پادشاه سعادت جاه كه حلال خواران و نمك پادشاه و تابع اين فقير بودند مصطفى آغا كتخداى ينگيچريان مصر و على آغا سردار تفنگچيان و چند تن از بلوك باشيان « 1 » و ديگر افسران ناوگان و حدود پنجاه تن از همقطاران ديگر توكل به خدا گفته شيخ نظامى ان مع العسر چويسرش قفاست * شاد بر آنم كه كلام خداست « 2 » مدلول شعر را در نظر گرفته روز اول محرم الحرام سال نهصد و شصت و دو هجرى به سوى احمد آباد « 3 » رهسپار شديم . پس از چند روز به بروج رسيديم و چند روز بعد از آنجا به بلودر آمديم سپس از آنجا از راه چامپانر روانه شديم . در طول راه درختان عجيب و غريبى ديديم كه هر يك به آسمان سركشيده بودند .

--> ( 1 ) - اين كلمات كه براى اشخاص به كار رفته در كتاب همه به همين صورت است و درجات نظامى بوده است . ( 2 ) - بيت نظامى در متن كتاب به همين صورت آمده است . ( 3 ) - احمد آباد اكنون مركز ايالت گجرات هند و از مراكز عمدهء صنايع بافندگى هند است .